Toggle stanza 1
گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد
1

گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد

دستی نداشت طاقت‌، جیبم چنین‌ که شق‌ کرد

2

دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسید

زین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق ‌کرد

3

پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشد

سرها به یکدگرکوفت هرگه‌که یاد حق‌کرد

4

دل با کمال تحقیق از شبهه‌ام نپرداخت

آیینه ساخت امّا پرداز بی‌نسق کرد

5

زبن باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم

گلگون قبای نازی صبح مرا شفق‌کرد

6

از انفعالم آخر شستند دست قاتل

خونم روان نگردید رنگ حنا عرق‌کرد

7

مهمان این بساطیم اما چه سود بیدل

دیدار نعمتی بود آیینه در طبق کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor