غزل شمارهٔ 2242
Toggle stanza 1مزرع تسلیم ادب حاصلم
11
مزرع تسلیم ادب حاصلم
سر نکشد گردن آب و گلم
22
موج گهر نیستم اما ز ضعف
آبله گلکرده ره منزلم
33
خاک ندامت به سر عاجزی
صبحم اگر تار نفس بگسلم
44
نفی من آیینهٔ اثبات اوست
حق دمد آندم که کنی باطلم
55
بار نفس میکشم و چاره نیست
بیتو فتادهست الم بر دلم
66
الفت دل سدّ ره کس مباد
کرد همین آبله پا در گلم
77
عافیتم داد به توفان شرم
راند به دریا عرق ساحلم
88
خامشی اسباب غنا بود و بس
تا به زبان آمدهام سایلم
99
بر تپشم تهمت راحت مبند
بیضه منه زبر پر بسملم
1010
گرد من از قافلهٔ رنگ نیست
کلک مصور چهکشد محملم
1111
نامه برید از چمن خون من
برگ حنایی به کف قاتلم
1212
آبم ازین درد که آن مست ناز
آینه میخواهد و من بیدلم
Sources
Persian text source: Ganjoor

