Toggle stanza 1
به هستی از اثر اعتبار مایه ندارم
1

به هستی از اثر اعتبار مایه ندارم

چو موی‌کاسه چینی به غیر سایه ندارم

2

مگر به خاک رسانم سر بنای تعین

که غیر آبلهٔ پا چو اشک پایه ندارم

3

چو طفل اشک‌گداز دلیست پرورش من

یتیم عشقم و ربطی به شیر دایه ندارم

4

تهیهٔ‌کف افسوس‌کرده‌ام چه توان‌کرد

به سرمه سایی عبرت جزاین صلایه ندارم

5

بس است سطرگدازم چو شمع نامهٔ الفت

دگر صریح چه انشاکنم‌کنایه ندارم

6

به ماکیان توزاهد مرا چه ربط وچه نسبت

تو سبحه‌گیرکه من چون خروس خایه ندارم

7

سزدکه مولوی‌ام خرده بر شعور نگیرد

که‌گمره ازلم جزوی از هدایه ندارم

8

به هر طرف‌کشدم دل‌، یکیست جاده و منزل

سوار مرکب شوقم خرکرایه ندارم

9

به نام محض قناعت کنید از من بیدل

که من چو مصحف تحقیق هیچ آیه ندارم

Sources

Persian text source: Ganjoor