غزل شمارهٔ 474
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1وحشت مدعا جنون ثمر است
وحشت مدعا جنون ثمر است
ناله بالفشانده ی اثر است
سوختن نشئهٔ طراوت ماست
شمع از داغ خویش گل به سر است
شب عشرت غنیمت غفلت
مژه گر باز میکنی سحر است
سنگ در دامن امید مبند
فرصت آیینهداری شرر است
ساز نومیدی اختیاری نیست
خامشی نالهٔ شکست پر است
نتوان خجلت مراد کشید
ای خوش آن ئالهای که بیاثر است
اشک گر دام مدعا طلبیست
چشم ما از قماشگریه تر است
وضع این بحر سخت بیپرواست
ورنه هر قطره قابل گهر است
سایه تا خاک پُر تفاوت نیست
از بقا تا فنا همین قدر است
درد کامل دلیل آزادیست
تا نفس ناله نیست در جگر است
همچو آیینه بسکه دلتنگیم
خانهٔ ما بروننشین در است
بیدل از کلفت شکست منال
بزم هستی دکان شیشهگر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شاخ گل از نسیم جلوه گر است
وقت گلبانگ بلبل سحر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 351
دامن گل ز ابر پر گهر است
باغ را زیب و زینت دگر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 352
شب گذشته ست و اول سحر است
بانگ بلبل به می نویدگر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 353
رخ تو نور دیده قمر است
لب تو سرخ رویی شکر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 359
عیب یاران و دوستان هنر است
سخن دشمنان نه معتبر است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 65
Sources
Persian text source: Ganjoor

