غزل شمارهٔ 126
Poet: Bedil Dehlavi
Metre: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
Rhyme: اباستشبنمرا
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
11
گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
نم چشم تحیرعالم آب است شبنم را
22
نگردد جمع نوراگهی با ظلمت غفلت
صفای دل نمک در دیدهٔ خواب است شبنم را
33
جهان آیینهٔ دلدار و حیرانی حجاب من
چمن صد جلوه و نظاره نایاب است شبنم را
44
به هرجا میروم در اشک نومیدی وطن دارم
ز چشم خود جهان یک دشت سیلاب است شبنم را
55
نگردی غافل ای اشک نیاز از ترک خودداری
که بر دوش چکیدن سیر مهتاب است شبنم را
66
تماشا نیست کم، چشم هوس گر شرمناک افتد
حیا آیینهٔ گلهای سیراب است شبنم را
77
گل اشکم اگر منظور جانان شد عجب نبود
گذر در چشم خورشید جهانتاب است شبنم را
88
خط خوبانکمند غفلت اهل نظر باشد
رگگلهای اینگلشن رگ خواب است شبنم را
99
فضولی میکنم در انتظار مهر تابانش
گرفتم پرده بردارد،کجا تاب است شبنم را
1010
به وصل گلرخان نتوان کنار عافیت جستن
که درآغوشگل، خون جگرآب است شبنم را
1111
ضعیفی تهمت چندین تعلق بست بر حالم
ز پا افتادگی یک عالم اسباب است شبنم را
1212
حیا بال هوس را مانع پرواز میگردد
نگه در دیده بیدل موجهٔ آب است شبنم را

