غزل شمارهٔ 558
Toggle stanza 1زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
11
زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
مژگان دمی که سایه کند روز بیگه است
22
تا کی غرور چیدن و واچیدن هوس
در خانه این بساط که افکندهای ته است
33
سعی نفس چو شمع به پستیست رهبرت
چندانکه -ریسمان تو دارد اثر چه است
44
بیوهم پیش و پسگذر، ای قاصد عدم
خواهی دچار امن شد آیینه در ره است
55
فرصت کجاست تا غم سود و زیان کشی
این ما و من چو عمر شرر مرگ ناگه است
66
اقبال مردکار مکافات ظلم نیست
زنن فتنهگر تو غافلی ادبار آگه است
77
افسون جاه میکشد آخر به خسّتت
چون آستین درازکنی دستکوته است
88
انکار عاجزان مکن ای طالب کمال
در ناخن هلال کلید در مه است
99
از معنی دعای بت و برهمن مپرس
این رام رام نیست همان الله الله است
1010
بیدل تأملی که درین بزم شیشه را
یکسر صدای ریختن اشک قهقه است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

