غزل شمارهٔ 1383
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1به شوخی زد طرب غم آفریدند
11
به شوخی زد طرب غم آفریدند
مکرر شد عسل سم آفریدند
22
نثار نازی از اندیشه گل کرد
دو عالم جان به یک دم آفریدند
33
به زخم اضطراب بسمل ما
ز خون رفته مرهم آفریدند
44
شکست عافیت آهنگ گردید
به هرجا ساز آدم آفریدند
55
جهان جوش بهار بینیازیست
به یک صورت دو گل کم آفریدند
66
به هرجا وحشت ما عرضه دادند
شرار و برق بیرم آفریدند
77
گل این بوستان آفت بهار است
شکست و رنگ توأم آفریدند
88
به تسکین دل مجروح بسمل
پر افشانده مرهم آفریدند
99
به پیری گریه کن کایینه ی صبح
برای عرض شبنم آفریدند
1010
کریمان خون شوید از خجلت جود
که شهرت خاص حاتم آفریدند
1111
چون ماه نو خم وضع سجودم
ز پیشانی مقدم آفریدند
1212
نه مخموری نه مستی چیست بیدل
دماغت از چه عالم آفریدند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

