غزل شمارهٔ 1183
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1صبحی که گلت به باغ باشد
11
صبحی که گلت به باغ باشد
گل در بغل چراغ باشد
22
تمثال شریک حسن مپسند
گو آینه بیتو داغ باشد
33
ای سایه نشان خویش گم کن
تا خورشیدت سراغ باشد
44
آنسوی عدم دو گام واکش
گرآرزوی فراغ باشد
55
مردیم به حسرت دل جمع
این غنچهگل چه باغ باشد
66
گویند بهشت جای خوبیست
آنجا هم اگر دماغ باشد
77
بیدل به امید وصل شادیم
گو طوطی بخت زاغ باشد
Sources
Persian text source: Ganjoor

