غزل شمارهٔ 1686
Toggle stanza 1از بس که زد خیالِ توام آب در نظر
11
از بس که زد خیالِ توام آب در نظر
مژگان شکستهام ز رگِ خواب در نظر
22
هر گوهری که در صدفِ دیده داشتم
از خجلتِ نثارِ تو شد آب در نظر
33
روز و شبم به عالمِ سیرِ خیالِ توست
خورشید در مقابل و مهتاب در نظر
44
تا کی در انتظارِ بهارِ تبسمت
شبنمصفت نمکزدنِ خواب در نظر
55
آنجا که نیست ابروی بت قبلهٔ حضور
خون میخورد برهمنِ محراب در نظر
66
ما در مقامِ آینه رنگِ دیگریم
چون اشکْ داغ در دل و سیماب در نظر
77
بیچارهآدمی بهتکلف کجا رود
اوهام در تخیل و اسباب در نظر
88
تا گل کند نگاه به مژگان تنیده است
از زلفِ کیست اینقدرم تاب در نظر
99
ای جلوهانتظارِ پری، سیرِ شیشه کن
جز لفظ نیست معنیِ نایاب در نظر
1010
بیدل در انتظارِ تو دارد ز آه و اشک
صد گردباد در دل و گرداب در نظر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

