Toggle stanza 1
امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است
1

امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است

گر بال گشایم دل پرواز دو نیم است

2

نتوان ز سرم برد هوای دم تیغت

این غنچه‌گره بستهٔ امید نسیم است

3

شد حاجت ما پرده‌برانداز غنایت

سایل همه جا آینهٔ رازکریم است

4

فیض نظرکیست که درگلشن امکان

هر برگ‌گل امروزکف دست‌کلیم است

5

جزکاهش جان نیست ز همصحبت سرکش

گریان بود آن موم‌که با شعله ندیم است

6

بر صاف‌ضمیران بود آشوب حوادث

صد موج‌کشاکش به سر در یتیم است

7

پیوسته پر آواز بودکاسهٔ خالی

پرگویی ابله اثر طبع سقیم است

8

آسوده‌دلی الفت یأس است وگرنه

امید هم اینجا چه‌کم اززحمت بیم است

9

حیران طلب مایهٔ تمییز ندارد

در چشم گدا ششجهت آثارکریم است

10

بی‌رنگی گلشن نشود همسفرگل

آیینه ز خود می‌رود و جلوه مقیم است

11

بیدل ز جگرسوختگی چاره ندارم

با داغ مرا لاله‌صفت‌عهد قدیم است

Sources

Persian text source: Ganjoor