غزل شمارهٔ 2579
Toggle stanza 1منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتو
11
منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتو
ای قدمت بر سر من چون سر من بر در تو
22
آینهٔکون و مکان حیرت سیر چمنت
ساغر رنگ دو جهان حسرت گرد سر تو
33
تاب جمال تو ز کس راست نیاید ز هوس
حلقهٔ گیسوی تو بس چشم تماشاگر تو
44
محرم آن لعل نشدکام تمنایکسی
غیرتبسمکه برد چاشنی از شکرتو
55
رنگ تو آشفته چوگل در چمن آرزویت
موج تو غلتان چوگهر در طلبگوهر تو
66
صبح برد تا به کجا پایه ز قطع نفسش
وانشود زین هوسی چند ره منظر تو
77
نُه فلک ازگردش سرگشته به خمیازه سمر
همت ظرف که کشد بادهٔ بیساغر تو
88
سعی طلب بی سر و پا جادهٔ تحقیق رسا
سبحه صفت آبلهها خفته برون در تو
99
خط حساب من و ما راه گشاید ز کجا
صفر نماید به نظر نقطهای از دفتر تو
1010
بیدل از افسون سخن بلبل باغ چهگلی
رنگ چمن میشکند بوی بهار از پر تو
Sources
Persian text source: Ganjoor

