غزل شمارهٔ 819
Toggle stanza 1اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت
اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت
حسن فروغ مهر نقاب هلال داشت
شیرازهٔ غبار هوسگشت خجلتم
خاکم تسلی از عرق انفعال داشت
دل رفت از برم به فسون هوای وصل
این غنچه درگشودن آغوش بال داشت
از خودرمیده نیست عروج دماغ من
جامم نظر زگردش چشم غزال داشت
تخم ادب به ریشهٔ شوخی نمیزند
موجگهر زبانی اگر داشت لال داشت
حسنت به داد حیرت آبینه میرسد
آخر لب خموشی ما هم سؤال داشت
دل را غم وداع تو در خون نشانده بود
حال خوشی نداشتکهگویم چه حال داشت
درکیش عشق ساز رهایی ندامت است
افسوس طایریکه به دام تو بال داشت
پرگویی من آفت آگاهی دل است
آیینه بود تا نفسم اعتدال داشت
مردیم و از غبار دو عالم به در زدیم
ای عافیت ببالکه هستی وبال داشت
غارتگر بهار نشاطم شکفتگیست
تا غنچه بود دل چمنی در خیال داشت
بیدل هزار جلوه در آیینهات گذشت
آن شخصکوکه این همه عرض مثال داشت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشت
آیینه در کف از عرق انفعال داشت
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2077
در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت
بالیدگی چو آبلهام پایمال داشت
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 820
هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت
گرد به باد رفتهٔ من رقص حال داشت
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 821
Sources
Persian text source: Ganjoor

