غزل شمارهٔ 371
Toggle stanza 1پیوسته است از مژه بر دیدهها نقاب
11
پیوسته است از مژه بر دیدهها نقاب
لازم بود به مرد صاحبحیا نقاب
22
حیرت غبارخویش ز چشمم نهفته است
بر رنگ بستهام ز هجوم صفا نقاب
33
بویگل است و برگگل اسرار حسن و عشق
بیپردگی ز روی تو جوشد ز ما نقاب
44
تا دیدهام سواد خطت رفتهام ز هوش
آگه نیام غبار نگاهت یا نقاب
55
اظهار زندگی عرق خجلت است و بس
شبنمصفت خوش آنکهکنم از هوا نقاب
66
از شرم روسیاهی اعمال زشت خو
بر رخکشیدهایم ز دست دعا نقاب
77
بینش توییکسی چهکند فهم جلوهات
ای کرده از حقیقت ادراک ما نقاب
88
از دورباشی ادب محرمی مپرس
با غیرجلوه سازد وبا آشنا نقاب
99
معنی به غیرلفظ مصورنمیشود
افتاده استکار دل و دیده با نقاب
1010
گر بویگل ز برگگل افسردگیکشد
جولان شوق میکشد از خواب پا نقاب
1111
بیدل زشوخچشمی خود در محیط وصل
داریم چون حباب ز سر تا به پا نقاب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

