Toggle stanza 1
می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
1

می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم

همچو دانهٔ انگور شیشه در بغل دارم

2

گر دهند بر بادم رقص می‌کنم شادم

خاک عجزبنیادم، طبع بی‌خلل دارم

3

آفتاب در کار است سایه ‌گو به غارت رو

چون منی اگر گم شد چون تویی بدل دارم

4

معنی بلند من فهم تُند می‌خواهد

سیر فکرم آسان نیست ‌کوهم و کُتل دارم

5

از منی تَنزل‌ کن‌، او شو و تویی ‌گل ‌کن

اندکی تامل ‌کن نکتهٔ محتمل دارم

6

حق برونِ مردم نیست‌، جوش باده بی‌خُم نیست

راه مدعا گم نیست‌، عرض مبتذل دارم

7

دل مُشبک است امروز از خدنگ بیدادت

محو لذت شوقم، شانی از عسل دارم

8

سنگ هم به حال من‌ گریه‌ گر کند برجاست

بی‌تو زنده‌ام یعنی مرگ بی‌اجل دارم

9

ترک سود و سودا کن‌، قطع هر تمنا کن

می خور و طرب‌ها کن‌، من هم این عمل دارم

10

بحر قدرتم بیدل، موج‌خیز معنی‌ها

مصرعی اگر خواهم سَرکنم، غزل دارم

Sources

Persian text source: Ganjoor