غزل شمارهٔ 719
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازیست
11
به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازیست
عرقکن ای شررکاغذ آنچه غمازیست
22
بهفرصت نفسی چندصحبت است اینجا
تأملیکه درین بزم باکه دمسازیست
33
نه دیگذشت و نه فردا به پیش میآید
تجدد من و ما تا قیامت آغازیست
44
به غیر ساختگی نیست نقش عالم رنگ
شکست نیز در اینکارخانه پردازیست
55
چوشمع غیرت تسلیم هم جنون دارد
تلاش ما همه تا نقش پا سراندازیست
66
ز وضع چرخ اقامت نمیتوان فهمید
دماغ بیضهٔ عنقا همیشه پروازیست
77
به حکم عجز سراز سجده برشکن بیدل
کهگرد اگر دمد از خاکگردنافرازیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

