غزل شمارهٔ 1314
Toggle stanza 1نقش دویی بر آینه من نبستهاند
11
نقش دویی بر آینه من نبستهاند
رنگ دل است اینکه به روبم شکستهاند
22
آرام عاشقان رم پرواز دیگر است
چون شعله رفتهاند ز خود تا نشستهاند
33
غافل مشو زحال خموشان که از حیا
صد رنگ ناله در نگه عجز بستهاند
44
هوشیکه رنگ و بوی پرافشان این چمن
آواز دلخراش جگرهای خستهاند
55
بیگانگی ز وضع نفس بال میزند
این رشته را ز نغمهٔ الفت گسستهاند
66
ابنای روزگار برای گلوی هم
خنجر شدن اگر نتوانند دستهاند
77
جمعی که دم زعالم توحید میزنند
پیوستهاند با حق و از خود نرستهاند
88
آفاق نیست مرکز آرام هیچکس
زبن خانهٔ کمان همه یک تیر جستهاند
99
غافل ز پاس آب رخ عجز ما مباش
ما را به یاد طرف کلاهی شکستهاند
1010
بیدل نجسته است گهر از طلسم آب
نقدیست دل که در گره اشک بستهاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

