غزل شمارهٔ 2620
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره
11
زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره
دانهٔ ما را چو گوهر نیست حاصل جز گره
22
از امل محملکش صدکاروان نومیدیام
سبحه درگردن نمیبندد حمایل جزگره
33
از تعلق، حاصل آزادگان خونخوردن است
سروکم آرد بهبار از پای درگل جزگره
44
از فسون عافیت بر خود در کوشش مبند
رشتهٔ راهت نمیبیند ز منزل جزگره
55
از حیا بر روی خود درهای نعمت بستهای
بیزبانی نفکند در کار سایل جز گره
66
غافل از تردستی مطرب درین محفل مباش
زخمه جز ناخن ندارد درکف و دل جزگره
77
همتی ای شعلهخویان! کاین سپند بینوا
تحفهای دیگر ندارد نذر محفل جزگره
88
یک دل تنگ است عالم بیحصول مدعا
تابود در پرده لیلی نیست محمل جزگره
99
بر اسیران دل از فقر و غنا افسون مخوان
نیست در چشم گهر دریا و ساحل جز گره
1010
صاف طبعان بیدل از هستیکدورت میکشند
از نفس آیینهها را نیست در دل جزگره
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

