غزل شمارهٔ 2739
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1بسکه گردید آبیار ما ز پا افتادگی
بسکه گردید آبیار ما ز پا افتادگی
سبز شد آخر چو بید از وضع ما افتادگی
میتوان از طینت ما هم رعونت خواستن
گر برآید از طلسم نقش پا افتادگی
عمرها چون اشککنج راحتی میخواستم
بهر ما امروز خالی کرد جا افتادگی
دام عجزی درکمین سرکشی خوابیده است
میکشد انجام نی از بوریا افتادگی
سرکشی تا کی گریبانت درّد چون گردباد
همچو صحرا دامنی دارد رسا افتادگی
مرد وحشت گر نهای با هر چه هستی صلح کن
ای به یک رویی مثل یا جنگ یا افتادگی
غوطه زن در ناز اگر با عجز داری نسبتی
بر سراپای تو میبندد حنا افتادگی
خط پرگار کمالت ناتمام افتاده است
تا نمیسازد سرت را محو پا افتادگی
با خرد گفتم چه باشد جوهر فقر و غنا
گفت: در هر صورتی نام خدا افتادگی
تخم اقبالم ز فیض سجده خواهد همتی
کز سرم چون پا دواند ریشهها افتادگی
کاروان نقش پاییم از کمال ما مپرس
منزل ما جاده ما خضر ما افتادگی
نیست ممکن بیدل از تسلیم، سر دزدیدنم
نسبتی دارد به آن زلف دوتا افتادگی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سرفرازی را نباشد جنگ با افتادگی
دولت خورشید را دارد بپا افتادگی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6696
بی نیازست از دلیل و رهنما افتادگی
می رود منزل به منزل جاده با افتادگی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6697
سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی
سایه را نتوان ز خود کردن جدا افتادگی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2740
کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی
قطره را شد سوی دریا رهنما افتادگی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2741
Sources
Persian text source: Ganjoor

