غزل شمارهٔ 1292
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1موجگل بیتو خار را ماند
11
موجگل بیتو خار را ماند
صبح، شبهای تار را ماند
22
به فسون نشاط خون شدهام
نشئهٔ من خمار را ماند
33
چشم آیینه از تماشایش
نسخهٔ نوبهار را ماند
44
زندگانی وگیر و دار نفس
عرصهٔ کارزار را ماند
55
گل شبنمفروش این گلشن
سینهٔ داغدار را ماند
66
چند باشی ز حاصل دنیا
محو فخریکه عار را ماند
77
شهرت اعتبار تشهیرست
معتبر خر سوار را ماند
88
دود آهم ز جوش داغ جگر
نگهت لالهزار را ماند
99
میکشندت ز خلق خوش باشد
جاه هم پای دار را ماند
1010
تا نظر باز کردهای هیچ است
عمر برق شرار را ماند
1111
مژه واکردنی نمیارزد
همه عالم غبار را ماند
1212
محو یاریم و آرزو باقیست
وصل ما انتظار را ماند
1313
بیتو آغوش گریهآلودم
زخم خون درکنار را ماند
1414
سایه را نیست آفت سیلاب
خاکساری حصار را ماند
1515
نسخهٔ صد چمن زدیم بهم
نیست رنگیکه یار را ماند
1616
مژهٔ خونفشان بیدل ما
رگ ابر بهار را ماند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

