غزل شمارهٔ 1909
Toggle stanza 1گرم نوید کیست سروش شکست رنگ
11
گرم نوید کیست سروش شکست رنگ
کز خویش میروم به خروش شکست رنگ
22
جام سلامت از می آسودگی تهی است
غافل مشو ز بادهفروش شکست رنگ
33
مانند نور شمع درین عبرت انجمن
بالیدهایم لیک ز جوش شکست رنگ
44
ای صبح گر ز محمل عجزیم چاره نیست
باید نفس کشید به دوش شکست رنگ
55
غیر از خزان چه گرد کند رفتن بهار
خجلت نیاز بیهده کوش شکست رنگ
66
چون موج برصحیفهٔ نیرنگ این محیط
نتوان نمود غیر نقوش شکست رنگ
77
آنجا که عجز قافله سالار وحشتست
صدکاروان دراست خروش شکست رنگ
88
آخر برای دیدهٔ بیخواب ما چو شمع
افسانه شد صدای خموش شکست رنگ
99
پرواز محو و منزل مقصود ناپدید
ما و دلیم باخته هوش شکست رنگ
1010
شاید پیام بیخودی ما به او رسد
حرفیکشیدهایم بهگوش شکست رنگ
1111
بیدل کجاست فرصت گامی در این چمن
چون رنگ رفتهایم به دوش شکست رنگ
Sources
Persian text source: Ganjoor

