غزل شمارهٔ 1614
Toggle stanza 1تا حنا ازکفت بهکام رسید
11
تا حنا ازکفت بهکام رسید
شفق رنگ گل به شام رسید
22
مژده ای دل بهار میآید
قاصد بوی گل پیام رسید
33
تا عدم شد نفسشمار خیال
ذرّهٔ ما به انقسام رسید
44
هرچه دارد زمانه عاریت است
حق خود خواستیم و وام رسید
55
.گل این باغ سرخوش وهم است
بادهها از هوا به جام رسید
66
اوج اقبال، نردبانها داشت
سعی لنگید تا به بام رسید
77
به مقامی که راه جهد گم است
لغزش پا به نیمگام رسید
88
عزم طاووس ما بهشتی بود
پرکشیدن به فهم دام رسید
99
یأس طبل نشاط دل بوده است
از شکست این نگین به نام رسید
1010
نوبر باغ اعتبار مباش
هرچه اینجا رسید خام رسید
1111
خواجهگر بهرهُ نشاط گزفت
خواب مخمل به احتلام رسید
1212
عزت و آبروی این محفل
همه از خدمت کرام رسید
1313
آه مقصود دل نفهمیدم
بر من این نسخه ناتمام رسید
1414
بیدل از خویش بایدت رفتن
ورنه نتوان به آن خرام رسید
Sources
Persian text source: Ganjoor

