غزل شمارهٔ 100
Toggle stanza 1به تردستی بزن ساقی غنیمتدار قلقل را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفان
که از دریای گوهر، بهره خاشاک است ساحل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 384
معلم نیست حاجت در تپیدن کشته دل را
که خون رقص روانی می دهد تعلیم بسمل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 385
سفیدی های مو بیدار کی سازد سیه دل را؟
که گلبانگ رحیل افسانه خواب است غافل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 386
به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را
که نتوان راست گردانیدن این دیوار مایل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 387
مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را
ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 388
نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
نشد روشن چراغ از شعله آواز بلبل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 389
اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را
که بی برگی به سامان می کند کار توکل را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 390
به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
هجوم نالهام آشفته سازد زلف سنبل را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 101
بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرتکرد بسمل را
کف خونیکه برگگلکند دامان قاتل را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 102
اگرحیرت بهاین رنگست دست وتیغ قاتل را
رگ باقوت میگردد روانی خون بسمل را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 99

