غزل شمارهٔ 1440
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1حسرت امشب آه بیتأثیر روشن میکند
11
حسرت امشب آه بیتأثیر روشن میکند
رشتهٔ شمعی به هر تقدیر روشن میکند
22
چون چراغ گل که از باد سحر گیرد فروغ
زخم ما چشم از دم شمشیر روشن میکند
33
بر بیاض صبح منقوش است نظم و نثر دهر
موی کافوری سواد پیر روشن میکند
44
چون بنای موجپرداز از شکستم دادهاند
معنی ویرانیام تعمیر روشن میکند
55
ای شرر مفت نگاهت جلوهزار عافیت
روزگار آیینهٔ ما دیر روشن میکند
66
بیندامت حلقهٔ ماتم بود قد دوتا
نالهٔ شمع خانهٔ زنجیر روشن میکند
77
گر خیال آیینهدار اعتبار ما شود
صورت خوابی به صد تعبیر روشن میکند
88
گرمی هنگامهٔ امکان جلال عشق اوست
آتش این بیشه چشم شیر روشن میکند
99
بگذر از صیادی مطلب که صحرای امید
خانهٔ برق از رم نخجیر روشن میکند
1010
بیدل از فانوس، زخم عافیت را نور نیست
شمع پیکانی در اینجا تیر روشن میکند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

