Toggle stanza 1
ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد
1

ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد

مگر دامن همت فردگیرد

2

خجل می‌روم از زیانگاه هستی

عدم تا چه از من ره‌آوردگیرد

3

عرق دارد آیینه از شرم رنگم

بگو تا گلاب از گل زرد گیرد

4

تن‌آسان اقبال بخت سیاهم

حیا بایدم سایه‌ پرورد گیرد

5

عبث لطمه‌فرسای موت و حیاتم

فلک تاکی‌ام مهرهٔ نردگیرد

6

شب قانعان از سحر می‌هراسد

مبادا سواد وفا گرد گیرد

7

به خاکم فرو برد امدادگردون

کم ازپاست دستی‌که نامردگیرد

8

ز بس یأس در هم شکسته‌ست رنگم

گر آیینه‌گیرم دلم دردگیرد

9

ازبن باغ عبرت نجوشید بیدل

دماغی ‌که بوی دل سرد گیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1111 — Ghazaliyat · ZindeRood