غزل شمارهٔ 2063
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم
11
شب چشم امتیازی بر خویش باز کردم
آیینهٔ تو دیدم چندان که نازکردم
22
فریاد ناتوانان محو غبار عجز است
رنگی به رخ شکستم عرض نیازکردم
33
سامان صد عبادت تسلیم ناتوانی
یک جبهه سجده بستم چندین نمازکردم
44
حیرتسرای امکان از بسکه کم فضا بود
بر روی هر دو عالم چشمی فراز کردم
55
نومیدی طلبها آهی به جلوه آورد
بگسستم از دو عالم کاین رشته سازکردم
66
آسودهام درین دشت از فیض نارسایی
گر دست کوتهی کرد، پایی دراز کردم
77
تنزیه موج میزد در عرصهٔ حقیقت
من از خیال تازی گرد مجاز کردم
88
اندیشه سرنگون شد، سعی خرد جنون شد
دل هم تپید و خون شد تا فهم راز کردم
99
نقد حباب بیدل از چنگ آگهی زنخت
شد بوتهٔ، گدازم چشمی که باز کردم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

