Toggle stanza 1
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
1

زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد

از گاو فلک صبح مگر شیر بدوشد

2

آربش‌کر و فر دونان همه پوچ‌ست

زان پوست مجو مغز که از آبله جوشد

3

تحقیق ز تمثال چه‌گل دسته نماید

حیف است‌ کسی در طلب آینه ‌کوشد

4

جز جبههٔ ما کز تری آرد عرقی چند

کس آب ز سرچشمهٔ خورشید ننوشد

5

درکیسهٔ ما مایه خیال است درم نیست

دریا گهر راز به ماهی چه فروشد

6

یک گوش تهی نیست ز افسون تغافل

حرفی که توان گفت مگر پنبه نیوشد

7

بیدل به حیا چاره افلاس توان‌کرد

عریانی اگر جامه ندارد مژه پوشد

Sources

Persian text source: Ganjoor