غزل شمارهٔ 832
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1گر جنونم هوس قطع منازل میداشت
11
گر جنونم هوس قطع منازل میداشت
خوشتر از ریگ روان آبله محمل میداشت
22
دیده گر رنگی از آن جلوه به رو میآورد
یک تحیر به صد آیینه مقابل میداشت
33
پاس آیین ادب گر نشدی مانع اشک
تا به کویش همه جا پا به سر دل میداشت
44
سوخت پروانهام از خجلت آن شمع که دوش
میزد آتش به خود و خاطر محفل میداشت
55
ای خوش آن شوق که از لذت بیعافیتی
کشتیام وحشت گرداب ز ساحل میداشت
66
عقده دل اگر از سعی تپش وامیشد
حیرت آینه هم جوهر بسمل میداشت
77
احتیاج آینه شد نام کرم جلوه فروخت
خاتم جود نگین در لب سایل میداشت
88
شرم نایابی مطلب عرقیساز نکرد
تا ره کوشش مقصدطلبان گل میداشت
99
قطع کردیم به تدبیر خموشی چون شمع
جادهای را که ادب در دل منزل میداشت
1010
داغم از حوصلهٔ شوخنگاهان بیدل
کاش در بزم بتان آینه هم دل میداشت
Sources
Persian text source: Ganjoor

