Toggle stanza 1
ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن
1

ای حاجتت دلیل به ادبار زیستن

عزت‌ کجاست تا نتوان خوار زیستن

2

اندیشه‌ای که در چه خیال اوفتاده‌ای

مجبور مرگ و دعوی مختار زیستن

3

تاکی زخلق پرده به رو افکنی چو خضر

مردن به از خجالت بسیار زیستن

4

در بارگاه یأس ادب اختراع ماست

بیخوابی و به سایهٔ دیوار زیستن

5

غفلت زداست پرتو اندیشهٔ کریم

حیفست یاد عهد و گنهکار زیستن

6

گل اگر گرد رکاب تو نشد معذور است

چکند پا به حنایی که ندارد رفتن

7

الفت آه مسقیم در دل ساخت مرا

دارد این خانه هوایی که ندارد رفتن

8

بیدل آن‌کیست‌که با سیل خرامش امروز

همچو دل نیست بنایی ‌که ندارد رفتن

Sources

Persian text source: Ganjoor