Toggle stanza 1
ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد
1

ز تخمت چه نشو و نما می‌دمد

که چون آبله زیرپا می‌دمد

2

عرق در دم حاجت از روی مرد

اگر شرم دارد چرا می‌دمد

3

به حسرت نگاهی ‌که این جلوه‌ها

ز مژگان رو بر قفا می‌دمد

4

وجود از عدم آنقدر دور نیست

نگاه اندکی نارسا می‌دمد

5

نصیب سحر قحط شبنم مباد

نفس بی‌عرق بی‌حیا می‌دمد

6

فسونی ‌که تا حشر خواب آورد

به‌گوشم نی بوریا می‌دمد

7

به ترک طلب ربشه دارد قبول

بروگر بکاری بسیا می‌دمد

8

ز خود باید ای ناله برخاستن

کزین نیستان یک عصا می‌دمد

9

معمای اسم فناییم و بس

همین نفس مطلق ز ما می‌دمد

10

به رنگ چنار از بهار امید

بس است اینکه دست دعا می‌دمد

11

ز بی‌اتفاقی چو مینا و جام

سر و ‌گردن از هم جدا می‌دمد

12

به عقبا است موقوف مزد عمل

کجا کاشتند از کجا می‌دمد

13

دو روزی بچینید گلهای ناز

ز باغی‌ که ما و شما می‌دمد

14

سرت بیدل از وهم و ظن عالمی‌ست

ازین بام چندین هوا می‌دمد

Sources

Persian text source: Ganjoor