غزل شمارهٔ 1286
Toggle stanza 1ز تخمت چه نشو و نما میدمد
11
ز تخمت چه نشو و نما میدمد
که چون آبله زیرپا میدمد
22
عرق در دم حاجت از روی مرد
اگر شرم دارد چرا میدمد
33
به حسرت نگاهی که این جلوهها
ز مژگان رو بر قفا میدمد
44
وجود از عدم آنقدر دور نیست
نگاه اندکی نارسا میدمد
55
نصیب سحر قحط شبنم مباد
نفس بیعرق بیحیا میدمد
66
فسونی که تا حشر خواب آورد
بهگوشم نی بوریا میدمد
77
به ترک طلب ربشه دارد قبول
بروگر بکاری بسیا میدمد
88
ز خود باید ای ناله برخاستن
کزین نیستان یک عصا میدمد
99
معمای اسم فناییم و بس
همین نفس مطلق ز ما میدمد
1010
به رنگ چنار از بهار امید
بس است اینکه دست دعا میدمد
1111
ز بیاتفاقی چو مینا و جام
سر و گردن از هم جدا میدمد
1212
به عقبا است موقوف مزد عمل
کجا کاشتند از کجا میدمد
1313
دو روزی بچینید گلهای ناز
ز باغی که ما و شما میدمد
1414
سرت بیدل از وهم و ظن عالمیست
ازین بام چندین هوا میدمد
Sources
Persian text source: Ganjoor

