غزل شمارهٔ 568

Toggle stanza 1
هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
1

هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است

برق در اول پرواز نفس سوخته است

2

چه خیال است دل از داغ تسلی‌گردد

اخگری چشم به خاکستر خود دوخته است

3

لاف را آینه‌پرداز محبت مکنید

به نفس هیچکس این شعله نیفروخته است

4

نتوان محرم تحقیق شد از علم و عمل

و ضعها ساخته و ما و من آموخته است

5

پاس اسرار محبت به هوس ناید راست

شمع بر قشقه و زنار چها سوخته است

6

ای نفس ‌مایه دکانداری غلفت تا چند

آسمان جنس سلامت به تو نفروخته است

7

از قماش بد و نیک دو جهان بیخبریم

چون حیا پیرهن ما نظر دوخته است

8

ذره‌ایی نیست که خورشید نمایی نکند

گرد راهت چقدر آینه اندوخته است

9

گر نه بیدل سبق از مکتب مجنون دارد

اینقدر چاک گریبان زکه آموخته است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor