غزل شمارهٔ 2441
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1اشکم ز بیقراری زد بر دَرِ چکیدن
اشکم ز بیقراری زد بر دَرِ چکیدن
افتادن است آخر اطفال را دویدن
از تیغِ مرگْ عاشق رنگ بقا نبازد
عمر دوباره گیرد چون ناخن از بریدن
فقر است و نقد تمکین، جاه است و موج خفّت
از بحرْ بیقراری، از ساحلْ آرمیدن
ارباب رنگ دایم محوِ لباس خویشاند
از داغ نیست ممکن طاووس را پریدن
بیدل به جوی شمشیر خون جگر خورد آب
زندان بیقراران نبود جز آرمیدن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 392
ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
وی آهوی معانی آمد گه چریدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2029
ای قامت بلندت معراج آفریدن
یک شیوه خرامت در پیش پا ندیدن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6437
درس کمال خود گیر از ناله سر کشیدن
تا برنیایی از خویش نتوان به خود رسیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2474
ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
آیینه هم سیه کرد دوش از نفسکشیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2476
Sources
Persian text source: Ganjoor

