Toggle stanza 1
به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم
1

به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم

خیال خام من تا پختگی‌ گیرد نفس سوزم

2

هوس پردازی‌ام از سیر مقصد باز می‌دارد

چراغم در ره عنقاست ‌گر بال مگس سوزم

3

دلیل‌کاروان وحشتم افسردگی تا کی

خروشی‌گل‌کنم شمعی به فانوس جرس سوزم

4

ز یأس مدعا تا چند باشم داغ خاموشی

مدد کن ای نفس تا در بر فریادرس سوزم

5

خزان رنگ مطلب آنقدر دارد به سامانم

که عالم در فروغ شمع غلتد گر نفس سوزم

6

ز وهم عجز خجلت می‌کشم در بزم یکتایی

چه سازم عشق مختار است و می‌خواهد هوس سوزم

7

به رنگ حیرت آیینه غیرت شعله‌ای دارم

که ‌گر روشن شود جوهر به جای خار و خس سوزم

8

سپند آهی به درد آورد و بیرون جست ازین محفل

شرر واری ببال ای ناله تا من هم قفس سوزم

9

جهان جلوه چون آیینه رفت از دیده‌ام بیدل

تحیر امتیازم سوخت از داغ چه کس سوزم

Sources

Persian text source: Ganjoor