غزل شمارهٔ 1620
Toggle stanza 1از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
11
از کشمکش کف تو می لالهگون کشید
دامن کشیدن تو ز دستم به خون کشید
22
پر منفعل دمید حبابم درین محیط
جیبم سری نداشت که باید برون کشید
33
بیش ازدمی به همت هستی نساخت صبح
باریست انفعال که نتوان فزون کشید
44
نیک و بد جهان هوس آهنگ جانکنیست
ما را صدای تیشه به این بیستون کشید
55
قد خمیده ضامن رفع خمار کیست
تا کی توان می از قدح سرنگون کشید
66
چشمت به عالم دگر افکند طرح ناز
از ساغری که میکشد آخر جنون کشید
77
عریان تنی رسید به داد جنون من
تا دامنم ز زحمت چندین فنون کشید
88
موهومی ام ز تهمت ایجاد بازداشت
مشق عدم قلم به خط کاف و نون کشید
99
آخر شکست چینی دل بر ترنگ زد
موی نهفته سر ز خمیرم کنون کشید
1010
دست شکستهام گل دامان یار کرد
نقاشم انتقام ز بخت نگونکشید
1111
بیدل سواد نامه سیاهی نداشتم
خطی چو سایه بر ورقم طبع دون کشید
Sources
Persian text source: Ganjoor

