غزل شمارهٔ 891
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
11
مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
چو اشک عرض گهر دیدهام به دامن موج
22
جهان ز وحشت من رنگ امن میبازد
محیط بسمل یأس است ازتپیدن موج
33
ادب ز طینت سرکش مجو به آسانی
خمیدهاست به چندین شکستگردن موج
44
گشاد کار گهر سخت مشکل است اینجا
بریده میدمد از چنگ بحر ناخن موج
55
ز خویش رفتهای اندیشهٔ کناری هست
بغلگشاده ز دریا برون دمیدن موج
66
فسادها به تحمل صلاح میگردد
سپر ز تیغ کشیدهست آرمیدن موج
77
زبان به کام کشیدن فسون عزت داشت
دمیده قطرهٔ ما گوهر از شکستن موج
88
چو عجز دست به سررشتهٔ هوس زدهایم
شنیدهایم شکنپرور است دامن موج
99
نفس مسوز به ضبط عنان وحشت عمر
نیاز برق ز خود رفتنیست خرمن موج
1010
دماغ سیر محیط من آب شد یارب
خط شکسته دمد از بیاضگردن موج
1111
خموش بیدل اگر راحت آرزو داری
که هستکمنفسی مانع تپیدن موج
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

