غزل شمارهٔ 1349
Toggle stanza 1معنیسبقانگر همه صد بحر کتابند
11
معنیسبقانگر همه صد بحر کتابند
چون موج گهر پیش لبت سکته جوابند
22
رحم است به حال تب وتاب نفسی چند
کاین خشکلبان ماهی دریای سرابند
33
بیش وکم خلق آیت بیمغزی وهمست
صفر آینهداران عدم در چه حسابند
44
جز هستی مطلق ز مقیّد نتوان یافت
اشیا همه یک سایهٔ خورشید نقابند
55
عبرتنظران در چمن هستی موهوم
چون شبنم صبح از نفس سوخته آبند
66
مستی به خروشی است در این بزم که از شرم
مستان همه گر آب شوند اشک کبابند
77
پیری تو کجایی که دهی داد هوسها
این منتظران قد خم پا به رکابند
88
چون کاغذ آتش زده این شوخنگاهان
تسلیم غنودنکدهٔ یک مژه خوابند
99
فرصتشمرانیم چه رایی و چه مریی
موج وکف پوچ آینه در دست حبابند
1010
زیر فلک از منعم ودروبش مپرسید
گر خانه همین است همه خانه خرابند
1111
بیدل مشکن ربط تأمل که خموشان
چون کوزهٔ سربسته پر از بادهٔ نابند
Sources
Persian text source: Ganjoor

