غزل شمارهٔ 2207
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1تا جلوهات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
11
تا جلوهات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
روشن حباب دارد بنیاد خانهٔ چشم
22
آیینهها ز جوهر بال نگه شکستند
از حیرت جمالت در آشیانهٔ چشم
33
خاک در فنا شو با جلوه آشنا شو
بی سرمه نیست ممکن تعمیر خانهٔ چشم
44
در عالم تماشا ایمن نمیتوان بود
زین برق عافیت سوز یعنی زبانهٔ چشم
55
مژگان یار دارد مضراب صد قیامت
در سرمه هم نهان نیست شور ترانهٔ چشم
66
در جلوگاه نازش بار نگه محالست
دیگر چه وا نماید حیرت بهانهٔ چشم
77
خلوتگه تحیر بر بوالهوس نشد باز
مژگان چه دارد اینجا غیر از کرانهٔ چشم
88
سرمایهٔ نشاطم زبن بحر قطره اشکیست
بالیدهام چوگوهر از آب و دانهٔ چشم
99
شاید به سرفشانمگرد ره نگاهی
افتادهام چو مژگان بر آستانهٔ چشم
1010
بر هر چه وارسیدم جز داغ دل ندیدیم
نظاره سوخت ما را آتش به خانهٔ چشم
1111
در پردهٔ تحیر شور قیامتی هست
نشنیده است بیدل گوشت فسانهٔ چشم
Sources
Persian text source: Ganjoor

