غزل شمارهٔ 355
Toggle stanza 1ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب
11
ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب
خندیده مطلع تو به دیوان آفتاب
22
پیغام عجز من ز غرورت شنیدنیست
مکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب
33
در هرکجا نگاه پر افشان روز بود
شوق تو داشت اینهمه سامان آفتاب
44
شب محو انتظارتو بودم دمید صبح
گشتم به یاد روی تو قربان آفتاب
55
چون سایه پایمال خس و خار بهتر است
آن سرکه نیستگرم ز احسان آفتاب
66
از چرخ سفلهکام چه جویمکه این خسیس
هر شب نهانکند به بغل نان آفتاب
77
همت به جهد شبنم ما نازمیکند
بستیم اشک خویش به مژگان آفتاب
88
ای لعل یار ضبط تبسم مروت است
تا نشکنی به خنده نمکدان آفتاب
99
چون ماه نو ز شهرت رسواییام مپرس
چاکی کشیدهام زگریبان آفتاب
1010
بیدل به حسن مطلع نازش چسان رسیم
ما راکه ذره ساخته حیران آفتاب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

