Toggle stanza 1
شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
1
شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
که باشد دشمن خمیازه، آغوشِ هوس اینجا
2
چو بوی‌ گل‌ گرفتارم به رنگِ الفتی، ورنه
گشادِ بال پرواز است هر چاک قفس اینجا
3
سراغ‌ کاروان ملک خاموشی بود مشکل
به بوی غنچه‌ هم‌دوش است‌ آواز جرس اینجا
4
دل عارف چو آیینه بساط روشنی دارد
که‌ نقش پای خود را گم نمی‌سازد نفَس اینجا
5
تفاوت می‌فروشد امتیازت ورنه در معنی
کمال عشق افزون نیست از نقص هوس اینجا
6
غم مستقبل و ماضی‌ست‌ کان را حال می‌نامی
نقابی در میان است از غبار پیش و پس اینجا
7
غبار خاطر تیغ‌ات چرا شد کوچهٔ زخمم
که جز خونابهٔ حسرت نمی‌باشد عسس‌ اینجا
8
نیندازد ز کف بحر قبولش جنس مردودی
به دوش موج دارد نازبالش خار و خس اینجا
9
درین ره نقش پا هم دارد از امید منشوری
نبیند داغ محرومی جبین هیچ‌کس اینجا
10
چه‌ امکان است از خال لبش خط سر برون آرد
ز نومیدی نخواهد دست بر سر زد مگس اینجا
11
غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردن
چه‌ لازم چون سحر منت‌ کشیدن از نفس‌ اینجا
12
نه آسان است صید خاطر آزادگان بیدل
ز شوق مرغ دارد چاک‌ها جیب قفس اینجا

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor