غزل شمارهٔ 2212
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشم
جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشم
ز شور دل،گران چون حلقهٔ زنجیر شد گوشم
ندارم چون نگه زین انجمن اقبال تأثیری
به هر رنگیکه میجوشم برون رنگ میجوشم
به سعی همت از دام تعلق جستهام اما
نمیافتد شکست خود به رنگ موج از دوشم
فضولی چون شرارم مضطرب دارد ازین غافل
که آخر چشم واکردن شود خواب فراموشم
مزاج اعتبار و عرض یکتایی خیالست این
هجوم غیر دارد اینقدر با خود هماغوشم
نم خجلت چو اشک از طینت من کیست بر دارد
ز نومیدی عرقگل میکنم در هر چه میکوشم
فنا در موی پیری گرد آمد آمدی دارد
بهگوش من پیامی هست از طرف بناگوشم
شناسایی اگر پیداکنم چون معنی یوسف
به جای پیرهن من نیز بوی پیرهن پوشم
به جیب بیخودی تا سرکشم صد انجمن دیدم
جهانی داشت همچون شمع بال افشانی هوشم
مپرس از غفلت دیدار و داغ فوت فرصتها
دو عالم ناله گردد تا به قدر یأس بخروشم
اگر رنگ نفس کوهیست بر آیینهام بیدل
خموشی عاقبت این بار بر میدارد از دوشم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم
که آید در نظرها خشک چون محراب آغوشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5561
نشد سروی درین بستانسرا یک بار همدوشم
ز آتش طلعتی روشن نشد محراب آغوشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5562
به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم
نمی دانم چه می گوید نسیم صبح در گوشم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5563
اگر بر خود نمی بالد ز غارت کردن هوشم
مر او را از چه دشوارست گنجیدن در آغوشم؟
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 252
چو دریا یک قلم موجست شوق بیخودی جوشم
تمنای کناری دارم و توفان آغوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2213
ز فیض گریهٔ سرشار افسردن فراموشم
به رنگ چشمه آب دیده دارد آتش جوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2216
گهی در شعله میغلتم گهی با آب میجوشم
وطن آوارهٔ شوقم نگاه خانه بر دوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2218
ندانم مژدهٔ وصل که شد برق افکن هوشم
که همچون موج از آغوشم برون میتازد آغوشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2219
نه مضمون نقش میبندم نه لفظ از پرده میجوشم
زبانم گرم حرف کیست کاین مقدار خاموشم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2220
Sources
Persian text source: Ganjoor

