غزل شمارهٔ 2532
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1بههر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
11
بههر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
سیاهی افکند در خانهٔ خورشید داغ من
22
به بو یی زپن بهارم وا نشد آغوش استغنا
عیار شرمگیرید از تریهای دماغ من
33
به رنگ نشئهٔ می رفتهام زین انجمن اما
همان خمیازه نقش پاست در یاران سراغ من
44
حباب اینجا عرق تا چند برروی هوا مالد
پری را از نگونی منفعل دارد ایاغ من
55
شبستانها درین دشت انجمن ساز جنون دیدم
سیاهی تا کجا افتاده است از روی داغ من
66
جهانی جستجویم دارد و من نیستم پیدا
نفس سوز ای هوس تا آتش افتد در سراغ من
77
غبار از خاک میبالم شرار از سنگ میجوشم
به هر صورت خیال او نمیخواهد فراغ من
88
تماشای بهار انشا خط نارستهای دارم
هنوز از سایه قامت میکشد دیوار باغ من
99
ازین آب و هوا بیدل به رنگ غنچه مختل شد
مزاج بوی گل پرورده ناموس دماغ من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

