غزل شمارهٔ 2419
Poet: Bedil Dehlavi
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ادبایدزیستن
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
ای فراموشان به ذوق یاد باید زیستن
بلبلان نی الفت دام است اینجا نی قفس
بر مراد خاطر صیاد باید زیستن
من نمیگویم بهکلی از تعلقها برآ
اندکی زین دردسر آزاد باید زیستن
خواه در دوزخ وطن کن خواه با فردوس ساز
عافیت هرجا نباشد شاد باید زیستن
چون سپندم عمرها در کسوت افسردگی
بر امید یک تپش فریاد باید زیستن
نیست زین دشوارتر جهدی که ما را با فنا
صلح کار عالم اضداد باید زیستن
زندگی بر گردن افتادهست یاران چاره چیست
چند روزی هرچه باداباد باید زیستن
موج گوهر در قناعتگاه قسمت خشک نیست
تردماغ شرم استعداد باید زیستن
هر سر مویت خم تسلیم چندین جانکَنیست
با هزاران تیشه یک فرهاد باید زیستن
بیدل این هستی نمیسازد به تشویش نفس
شمع را تا کی به راه باد باید زیستن
Sources
Persian text source: Ganjoor

