غزل شمارهٔ 2247
Toggle stanza 1عمریست قیامتکدهٔ گردش حالم
11
عمریست قیامتکدهٔ گردش حالم
چون آینه مینای پریزاد خیالم
22
حسرت ثمر نشو و نمایم چه توان کرد
سر تا به قدم چون مژه یک ریشه نهالم
33
آیینهٔ من ریختهٔ رنگ ملالیست
بالیدهٔ چینی چو مه از چین هلالم
44
بیرنگیام از شوخی اظهار مبراست
در آینه هم آینه کافیست مثالم
55
معموره سوادش خط تسخیر جنون نیست
الفت قفس سایهٔ مژگان غزالم
66
ای تشنه سراغ اثرم سیر عدم کن
در خلوت اندیشهٔ خاکست سفالم
77
در پردهٔ خواب اینهمه توفان خیالست
نقشی نتوان یافت اگر چشم بمالم
88
خودبینی شخص آینهٔ ناز مثال است
بر خود نگهی تا من موهوم ببالم
99
در بزم و ساز طربم سخت خموش است
کو بخت سپندیکه شوم داغ و بنالم
1010
ساز سحرم قابل آهنگ نفس نیست
شاید به نسیمی رسد افشاندن بالم
1111
بیدل نفسم سحر بیان خم زلفی است
آشفت جوابی که طرف شد به سؤالم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

