غزل شمارهٔ 621
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1صفای آب به یاد غبار راه کسی است
11
صفای آب به یاد غبار راه کسی است
حباب دیدهٔ قربانی نگاه کسی است
22
کنون سفیدی چشم گهر یقینم شد
کز انتظارکف بحر دستگاه کسی است
33
بهار ناز ز جیب نیاز میبالد
شکست موج همان سایهٔ کلاه کسی است
44
زهی محیط ترحم که موج گفتارش
گهی نوید عطا، گاه عذرخواه کسی است
55
به این نشاط که جوشید موج و آب به هم
ز فیض مقدم خان طرب پناه کسی است
66
به روی آب نوشتهست کلک رأفت او
درین قلمرو اگر نامه ی سیاه کسی است
77
به نور طلعت او چشم بیدلان روشن
که را توهّم مهر کسی و ماه کسی است
Sources
Persian text source: Ganjoor

