غزل شمارهٔ 2753
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
چو من به دامگه عبرت او فتاده کمی
قفس شکستهٔ بی بال دانه در عدمی
نفس بهکسوت سیماب مضطرم دارد
نه آشنای راحت و، نه اتفاق رمی
مپرس از خط تسلیم مکتب نیرنگ
چو سایه صفحه سیه کردهایم بیرقمی
به صد هزار تردد درین قلمرو یاس
نیافتیم چو امید قابل ستمی
چو ابر بر عرق سعی بستهام محمل
کشد غبار من ای کاش از انفعال نمی
به خاک راه تو یعنی سر فتادهٔ من
هنوز فرصت نازیست رنجهکن قدمی
نیام به مشق خیالتکم از چراغ خموش
بلغزش مژه من هم شکستهام قلمی
عروج همتم امشب خیال قامتکیست
ز خود برآمدنی میزند به دل علمی
کجا رومکه برآرم سراز خط تسلیم
به کنج زانوم آفاق خورده است خمی
قناعتم چقدر دستگاه نعمت داشت
که سیرم از همه عالم بخوردن قسمی
درین ستمکده حیران نشستهام بیدل
چو تار ساز ضعیفی به ناله متهمی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
همه بتانت که محراب چشم هر صنمی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1912
همیدهد خبر از گل نسیم صبحدمی
ز گشت باغ میاسا به عذر بیدرمی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 456
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 471
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 596
Sources
Persian text source: Ganjoor

