غزل شمارهٔ 380
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
11
هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
چون سحربرآه محمل بست درهجران شب
22
تیرهبختان را ز نادانی به چشم کم مبین
صبح با آن روشنیگردیست از دامان شب
33
آسمان نشناخت موقع ورنه در تحریر فیض
بر بیاض صبح ننوشتی خط ریحان شب
44
بهر منع شکوه بختم سرمهسایی میکند
لیک ازین غافلکه میبالد بلند افغان شب
55
گر حضور صبح اقبالی نباشدگو مباش
از سیهبختی به سامان کردهام سامان شب
66
از فلک تا زله برداری شکم برپشت بند
آفتاب اینجاست داغ آرزوی نان شب
77
با چنین خوابیکه بختم مایهدار نقد اوست
میتوانکردن ادا از روز من تاوان شب
88
سطر آهی نارسا افتاد رنگ صبح ریخت
زان همه مشقی که کردم در دبیرستان شب
99
الفت بخت سیه چون سایه داغمکرده است
ششجهت روز است و مندارم همان دامان شب
1010
بیدل از یادش به ترک خواب سودا کردهایم
ورنه جز محمل قماشی نیست در دکان شب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

