غزل شمارهٔ 1972
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمدهام
11
پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمدهام
بر سر سایه چو دیوار فرود آمدهام
22
آنقدر عجز سرشتمکه ز یک عقده دل
نه فلک آبلهٔ پا به نمود آمدهام
33
حرف بیعانهٔ سودای امیدم هیهات
در زیانخانهٔ اندیشهٔ سود آمدهام
44
عمرها شدکه بهکانون دل آتش زدهاند
تا ز عبرت نفسی چند به دود آمدهام
55
دل به خسّت گره و نقد نفس انباری
چقدر بیخبر از عالم جود آمدهام
66
هیأتم صورت نقش پر عنقا دارد
این چه سحر است که در چشم وجود آمدهام
77
غیب از اطلاق تعین گلف پیداییست
معنی مبتذلم تا به شهود آمدهام
88
قاصد عالم رازم که درین عبرتگاه
نامه گم کرده خجالت به ورود آمدهام
99
غیر رفتن به تماشاکدهٔ عالم رنگ
نیستم محرم عزمی که چه بود آمدهام
1010
عرض حاجتچه خیالستبه خاکم بزند
عرق شرمم و از جبهه فرود آمدهام
1111
رم فرصت سر تعداد ندارد بیدل
من درین قافله دیر است که زود آمدهام
Sources
Persian text source: Ganjoor

