Toggle stanza 1
طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب
1

طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لب

ز نرگس اکنون مباش غافل‌که نی‌گرفته‌ست جام بر لب

2

اگر به معنی رسیده باشی خروش مستان شنیده باشی

چو برگ تاک‌اند اهل مشرب نهفته ذکر مدام بر لب

3

رساند خلقی ز هرزه رایی به عرصهٔ قدرت‌آزمایی

هجوم اشغال ژاژخایی چو توسن بی‌لجام بر لب

4

به‌خودفروشی‌ست عزت‌و شان‌به‌حرف و صوت‌است فخر یاران

تو هم به قدرنفس پر افشان چو دستگاه‌کلام بر لب

5

ثبات ناز آنقدر ندارد بنای اقبال بی‌بقایت

گذشته‌گیر اینکه آفتابی رسانده باشی چو بام بر لب

6

مسایل مفتیان شنیدم به پشت و روی ورق رسیدم

تصرف مال غصب دیدم حلال در دل حرام بر لب

7

ز خانقه هرکه سر برآرد مراتب جوع می‌شمارد

طریقهٔ صوفیان ندارد به غیر ذکر طعام بر لب

8

گر از مکافات خبث غیبت شنیده‌ای وعدهٔ ندامت

چرا زمانی ز زخم د‌ندان نمی‌رسانی پیام بر لب

9

جنون چندین هزارشهرت فسرد درجیب سینه‌چاکی

کسی نشد محرم صدایی از این نگینهای نام بر لب

10

خروش دیر و حرم در این ره نمود از درد و داغم آگه

خداپرست است و ا‌لله الله‌، برهمن و رام رام بر لب

11

رقم زدم برتبسم‌گل ز ساعد چین در آستینت

قلم‌کشیدم به موج‌گوهر ازآن خط مشکفام بر لب

12

جهان به صد رنگ شغل مایل‌من وهمین طرزشوق بیدل

تصورت سال و ماه در دل ترنمت صبح و ‌شام بر لب

Sources

Persian text source: Ganjoor