غزل شمارهٔ 661

Toggle stanza 1
شیخ تا عزم بر نماز شکست
1

شیخ تا عزم بر نماز شکست

صد وضو تازه‌ کرد و باز شکست

2

صوفی افکند بر زمین مسواک

وجد دندان این گراز شکست

3

شبهه درس تامل من و تست

رنگ تحقیق از امتیاز شکست

4

عیش سربسته داشت خاموشی

لب‌گشودن طلسم راز شکست

5

بر زمین تاخت حادثات فلک

به نشیب آمد از فراز شکست

6

ادب‌آموز بود وضع سپهر

گردن ما خم نیاز شکست

7

دل خراب اعاده درد است

شیشه را حسرت‌گداز شکست

8

ناامیدی کلید مطلبهاست

ای بسا در که ‌کرد باز شکست

9

دستگاه آنقدر نباید چید

آستینی ‌که شد دراز شکست

10

مطرب این ندامت انجمنیم

نغمهٔ‌ ماست عجز و ساز شکست

11

بیدل از پیکر خمیده ما

ناتوانی ‌کلاه ناز شکست

Sources

Persian text source: Ganjoor