غزل شمارهٔ 1669
Toggle stanza 1ای ابر! نی به باغ و نه در لالهزار بار
11
ای ابر! نی به باغ و نه در لالهزار بار
یادی ز اشک من کن و در کوی یار بار
22
قامت به جهد، حلقه شد، اما چه فایده
ما را نداد دل به در اختیار بار
33
آیینهٔ وصال ندارد غبار وهم
بندد اگر ز کشور ما انتظار بار
44
از درد زه برآ که در این انجمن هنوز
ننهاده است حاملهٔ اعتبار، بار
55
ای شمع! گریهٔ تو دل انجمن گداخت
ای اشک شعلهبار! به خاک مزار بار
66
درد شکست دل همه را در زمین نشاند
یک شیشه کردهاند بر این کوهسار بار
77
هرچند آستان کرم تشنهٔ وفاست
آب رخ طلب، نتوان ریخت بار بار
88
گر در مزاج جوش غنا کسب پختگیست
دیگ شعور را نسزد ننگ و عار بار
99
ناموس یک جهان غم از این دشت میبریم
پیری، تو هم به دوش من از خم گذار بار
1010
گلچینی حدیقهٔ تسلیم آگهیست
باغ بهار خیرهسری، گو میار بار
1111
بیدل، ز هر دو کَون، فراموشیت خوش است
زین بیش نیست گر همه گویم هزار بار
Sources
Persian text source: Ganjoor

