غزل شمارهٔ 2234
Toggle stanza 1زین گریه اگر باد برد حاصل خاکم
11
زین گریه اگر باد برد حاصل خاکم
چون صبح چکد شبنم اشک از دل چاکم
22
دست من و دامان تمنای وصالت
نتوان چو نفسکردن ازین آینه پاکم
33
از آبلهام منع دویدن نتوان کرد
انگور نگردد گره ریشهٔ تاکم
44
بی موج به ساحل نرسد کشتی خاشاک
از تیغ اجل نیست در این معرکه باکم
55
گردم چمن رنگ نبالد چه خیالست
عمریست که در راه تمنای تو خاکم
66
دارد نفسم پیچ و خم طرهٔ رازی
کان را نبود شانه مگر سینهٔ چاکم
77
از بسمل شمشیر جفا هیچ مپرسید
دارم به نظر ذوق هلاکی که هلاکم
88
ای همت عالی نظران دست نگاهی
تا چند کشد پستی طالع به مغاکم
99
دل شمع خیالیست که تا حشر نمیرد
زنهار تکلف مفروزید به خاکم
1010
بیدل به خیال مژهٔ چشم سیاهی
امروز سیه مستتر از سایهٔ تاکم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

